الشيخ علي المشكيني
128
تفسير روان (فارسى)
لغت و اعراب : استحسر زيدٌ : در رنج افتاد و خسته شد . فَتَرَ - از باب نَصَر - : سست و ضعيف شد . لايفترون حال است از واو يسبّحون . أنشر الميّتَ : زنده كرد او را ، هم ينشرون صفت آلهه است . [ بىتكبرى و خستگى ناپذيرى فرشتگان ] تفسير : وَلَهُ مَن فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ يعنى : و آنچه در آسمانها و اين زمين است - از ساكنان آنها و وسايل حياتشان مضافاً بر خود آنها - همه از آنِ خداست ، ملك اوست و زير سلطه و تحت تربيت و تدبير او قرار دارد . و كسانى كه در نزد او هستند ( يعنى در عالم بالايند از انبوه فرشتگان و ارواح بندگان و ساير اعضاى ملأ اعلى ، و ممكن است مراد صالحان و مقربان كرهء زمين باشد كه به جهت قربشان به حق تعالى گويى در نزد خدايند ) هرگز از عبادت و پرستش او تكبر نمىكنند و هيچگاه خسته و رنجور نمىشوند ، و آنها شبانهروز تسبيح مىگويند و هرگز سست و وامانده نمىشوند . [ استدلال بر بطلان شرك ] أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ يعنى : آيا آنها از اين زمين معبودهايى اتخاذ كردهاند كه زنده مىكنند و برمىانگيزند ؟ « أم » براى اعراض از مطلب گذشته ، مفيد استفهام اعجابى و انكارى است . و تقييد آلهه به برگرفته شدن از زمين ، اشاره به خسّت اجزاى زمينى و عدم صلاحيت آنها براى ربوبيت است . و توصيف آلهه به « ينشرون » اشاره به اين است كه لازمهء ربوبيت آنها اين است كه بتوانند زنده كنند ، يعنى در دنيا از اجزاى خاك جاندار بسازند و برانگيزند و در آخرت اجساد مردگان را زنده نمايند و مبعوث كنند . يعنى آيا بتهاى معبود آنها چنيناند ؟ و يا آن كه اين ادعا باطل است .